کوچه گرد غربت و غم ها شدمدر میان دشمنان تنها شدممن سفیر کاروان لاله امپیک ایثارم، زبان لاله امکوچه ها تاریک و سرد و من غریبمانده ام تنهای شهر، امن یجیبیک نفر حتی مرا همراه نیستهمنوایم جز حضور ماه نیستبی وفاها یک نفر همت کندمیهمان کوفه را دعوت کندرسمتان شاید که مهمان کشتن استیا فقط شمشیرتان سهم من استتشنه ام در کوزه هاتان آب نیستاول شب که زمان خواب نیستالسّلام ای من بلا گردان توهستی ناقابلم قربان توزین سفر قطع نظر کن یا حسینروسوی شهری دگر کن یا حسینراه کوفه غرق درد و ماتم استاهل کوفه با وفا نامحرم استمثل اشک از چشم ها افتاده ا زبان و ادبیات فارسی شادگان...
ما را در سایت زبان و ادبیات فارسی شادگان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 18:42